محمود نجم آبادى
86
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
ذكر دو مكتب بالا از آن نظر بود ، كه وقتى در اين كتاب از مكاتب كنيد و كوس در يونان و اسكندريه در مصر صحبت مىشود ، اين نكته روشن گردد ، كه در ايران باستان هم مكاتب طبى وجود داشته و معلوم نيست اين مكاتب بر روى مكاتب بالا بىاثر باشد ، منتهى آنكه مكاتب يونان و اسكندريه بر روى طب عالم بسيار مؤثر بودهاند . اما در 700 سال قبل از ميلاد مسيح ( ع ) در يونان آثارى كه دال بر آن باشد ، كه صاحب اطلاعات در طب بهمانند ايران بوده باشد ، ديده نمىشود ، بلكه ظهور بقراط جنبش فوقالعادهاى به اين علم داده است ، كه بعدها وى را به عنوان " پدر طب " لقب دادهاند ، وانگهى بسيارى از لغات طبى از ريشه هند و اروپائى و بعضىها ريشه بابلى دارند ، تا آنجا كه يونانيان نظريه اخلاطى را از بيگانگاه مىدانستند . اصولا بايد دانست كه قبل از رونق دو مكتب كوس و كنيدوس در يونان ، در ايران و كنارههاى دجله و فرات و همچنين هندوستان علم طب براى خود محل و مكانى ارجمند داشته است . مثلا در هندوستان تعليم علم طب به عمل مىآمده است و نظريه اخلاط چهارگانه در كتب هنديان ديده مىشود . چنين به نظر مىرسد اين نظرات از هندوستان به ايران آمده و ايرانيان مشعلدار اين نهضت بودهاند . در طب هندى چنان كه از كتب آنان درباره طب و فروع آن برمىآيد ، آنكه فصلى از اين علوم راجع به بدن انسان كه نقشى از دنياست ، كه هر قسمتى از بدن آدمى را به قسمتى از زمين تشبيه نموده است " پشت به آسمان ، بافتها به خاك ، استخوانها به كوهها ، عروق به نهرها ، خون بدن به آب اوقيانوسها ، كبد به گياه ، و مغز به فلز ( مايعى در دل خاك ) تشبيه گرديده است " . در ايران باستان فرضيه خلطى سهم بزرگى در پيدايش نظريه انسان يا جهان